الشيخ محمد علي الگرامي القمي
15
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
كلمهى فلسفه از يونان وارد حوزهى علمى مسلمين شد و سپس در عرف شيوع پيدا كرد . از دو كلمهى « فيلو » ، به معنى دوستدارى ، و « سوفيا » به معنى دانايى تركيب يافته است . پيش از سقراط علما را « سوفيست » ( دانشمند ) مىناميدند ولى چون اين كلمه لقبى خاص براى آن عده از گويندگان خطابههاى دادگاهى آتن كه مطالب را به دلخواه خود تغيير مىدادند و پيروان آنها كه در اثر عمل گويندگان مزبور معتقد به موهوم بودن جهان خارج شده بودند ، گشته بود ، سقراط مايل نبود او را به اين نام بخوانند و افلاطون ، شاگرد سقراط او را « فيلوسوفس » ( دوستدار دانايى ) خواند . گويا مىخواست بفهماند علم و دانش حقيقى چيز آسانى نيست كه در اختيار هر كس قرار بگيرد و ما هم ادعاى علم و دانش نداريم ، ما دوستدار دانش هستيم نه دانشمند . در ميان مسلمين نيز ابتدا اين كلمه به معناى مطلق دانش عقلى و يا به تعبير صحيحتر ، غير نقلى به كار رفت . علوم غير نقلى را به دو دسته تقسيم كردند : فلسفهى نظرى و فلسفهى عملى . فلسفهى نظرى بحث درباره